:(
برایش صادفانه مینویسم ……
برای انکه باید باشدو نیست!!!


نظرات شما عزیزان:
کتاب سرنوشت برای هر کسی چیزی نوشت
نوبت به ما که رسید قلم افتاد…
دیگر هیچ ننوشت!
خط تیره گذاشت و گفت:
تو باش اسیر سرنوشت…
نوبت به ما که رسید قلم افتاد…
دیگر هیچ ننوشت!
خط تیره گذاشت و گفت:
تو باش اسیر سرنوشت…
قشنگ بود
غمگینم همانند دلقکی که روی صحنه
چشمش به عشقش افتاده که
با معشوقش به او میخندید...
چشمش به عشقش افتاده که
با معشوقش به او میخندید...
[ سه شنبه 19 شهريور 1392برچسب:, ] [ 14:24 ] [ تینا ]
[ 3 نظر
]