دلــتــنــگــی

زخمهاتو پنهان کن ، اینجا مردم زیادی بانمک شدن !

واحه ای در لحظه

به سراغ من اگر می‌آیید،

پشت هیچستانم.

پشت هیچستان جایی است.

 

 

پشت هیچستان رگ‌های هوا، پر قاصدهایی است

که خبر می‌آرند، از گل واشده دورترین بوته خاک.

 

 

روی شن‌ها هم، نقش‌های سم اسبان سواران ظریفی است که صبح       

به سر تپه معراج شقایق رفتند.

 

 

پشت هیچستان، چتر خواهش باز است:         

تا نسیم عطشی در بن برگی بدود،         

زنگ باران به صدا می‌آید.         

 

آدم این‌جا تنهاست         

در این تنهایی، سایه نارونی تا ابدیت جاری است.         

 

 

به سراغ من اگر می‌آیید،         

نرم و آهسته بیایید، مبادا که ترک بردارد         

چینی نازک تنهایی من.

سهراب سپهری 

هیچستان سهراب سپهری تنهایی


[ جمعه 03 آذر 1391 ] [ 10:29 ] [ tinna75 ] [ ارسال نظر(0) ]

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

حساب کاربری ندارید؟