دلــتــنــگــی

زخمهاتو پنهان کن ، اینجا مردم زیادی بانمک شدن !

رویا هایی هست که هرگز تعبیر نمی شوند…

اما همیشه شیرین اند…

مثل رویــــای داشتن تـــــــو…

مثل غرق شدن من ،در بوسه های داغ و تب دار تــــــــو…

نوشته شده در جمعه 10 آذر 1391ساعت 10:04 توسط tinna75| ارسال نظر(1) |

اولین بار که گفتی دوستم داری

گریه ام گرفت…

حالا اگر کسی بگوید دوستم دارد ؛

خنده ام میگیرد…

نوشته شده در جمعه 10 آذر 1391ساعت 10:03 توسط tinna75| ارسال نظر(0) |

گاهی پروانه ها هم
اشتباه عاشق میشوند
بجای شمع
گرد چراغهای بی احساس خیابان میمیرند …/!/

 
 
نوشته شده در جمعه 10 آذر 1391ساعت 10:01 توسط tinna75| ارسال نظر(0) |

شـبــهـــا زیــــر دوش آب ســــــــرد
رهــــا میکـــنـم بـغـــــض زخـــمـهــایــم را
در حالی که هــــمــــه میگویند :
خــوش به حـــالــَــش …
چه زود فــــــرامــــــوش کـــرد.

نوشته شده در پنج‌شنبه 09 آذر 1391ساعت 13:47 توسط tinna75| ارسال نظر(1) |

 

گاهی تنهایی آنقدر قیمت دارد که درب را باز نمی کنم

حتی برای “تو” که سالها منتظر در زدنت بودم …

نوشته شده در پنج‌شنبه 09 آذر 1391ساعت 13:41 توسط tinna75| ارسال نظر(0) |

از آنسوی تنهایی
از آنسوی بغض
از آنسوی باران
کسی صدایم میکند؛
تو بگو
…بروم یا بمانم؟!

نوشته شده در چهارشنبه 08 آذر 1391ساعت 16:43 توسط tinna75| ارسال نظر(2) |

سراب رد پای تو کجای جاده پیدا شد
کجا دستاتو گم کردم که پایان من اینجا شد

کجای قصه خوابیدی که من تو گریه بیدارم
که هر شب حرم دستاتو به آغوشم بدهکارم

تو با دلتنگیای من تو با این جاده همدستی
تظاهر کن ازم دوری تظاهر می کنم هستی

 

تو آهنگ سکوت تو به دنبال یه تسکینم
صدایی تو جهانم نیست فقط تصویر می بینم

یه حسی از تو در من هست که می دونم تو رو دارم
واسه برگشتنت هر شب درارو باز میذارم

تو با دلتنگیای من تو با این جاده همدستی
تظاهر کن ازم دوری تظاهر می کنم هستی

ترانه‌سرا: روزبه بمانی

گریه سکوت سراب دوری دلتنگی داریوش

نوشته شده در چهارشنبه 08 آذر 1391ساعت 13:52 توسط tinna75| ارسال نظر(0) |

از اینجایی که من هستم تموم ِ شهر معلومه
کنارم خیلیـا هستن.. دلم پیش ِ تــو آرومه

به من بدبین نشو هرگز بگو چی بوده تقصیرم؟
به جز آرامش و حسی که از صدات میگیرم

 

بدبین شدی چـرا؟ باور نمیکنی
تنهایی منو کمتر نمیکنی

طوفان نشو منو یه قاصدک نکن
من عاشق ِ تـوام.. یک لحظه شک نکن!

اگه دلتنگ باشی تو .. مث ِ بارون شروع میشم
که با هر قطره ى اشکت منم که زیرو رو میشم

همیشه ساده رنجیدی.. همیشه سخت بخشیدی
تو رو میبخشم این لحظه.. شاید بازم منو دیدی!

ترانه سرا: مونا برزویی

شک تردید بدبینی اعتماد ابی

نوشته شده در دوشنبه 06 آذر 1391ساعت 13:35 توسط tinna75| ارسال نظر(0) |

یا تو زیباتر شدی یا چشام بارونیه .. این قفس بازه ولی قلب من زندونیه
من پشیمون می‌کنم جاده رو از رفتنت .. تو نباشی می‌پره عطرتم از پیرهنت

میخوام آروم شم تو نمیذاری .. هر دو بی رحمن عشق و بیزاری
همه دنیامو زیر و رو کردم .. تو رو شاید دیر آرزو کردم

 

قدمای آخرو آهسته‌تر بردار .. واسه من کابوسه فکر آخرین دیدار
بغض این آهنگ مارو تا کجاها برد .. شایدم تقدیرمو امشب به رحم آورد

به تلافی اون همه تلخی گله‌هاتم طعم عسل شد
غم معصومانه‌ی چشمات به تبسم تازه بدل شد
می‌شه با من هزار و یک سال به بهانه قصه بمونی
همه مرثیه‌های سکوتم به بهار تو باغ غزل شد

نفس کشیدن دل سپردن مثل دریا ماه من
از تو خوندن با تو موندن مقصد من راه من
همینه رویام آرزوهام سرگذشت آه من
نرفته برگرد که با تو شاید خدا گذشت از گناه من

تو مثل بارون غمو آسون می‌بری از یاد من
با تو خوبن بی‌غروبن خاطرات شاد من
زار و خسته دل‌شکسته بی‌نوا فرهاد من
مرغ آمین کی به شیرین می‌رسه فریاد من

ترانه سرا: مونا برزویی

مجید اخشابی عشق سکوت دیدار بارون

نوشته شده در دوشنبه 06 آذر 1391ساعت 13:33 توسط tinna75| ارسال نظر(0) |

تو کجایی سپهر آب؟آب را گل کردند،پشمها را بستندو چه با دل کردند

 

صبر کن ای سهراب!گفته بودی: قایقی خواهم ساخت

دور خواهم شد از این خاک غریب،قایقت جا دارد؟من هم از همهمه اهل زمین

از سرمای بهار دلگیرم.....

نوشته شده در یکشنبه 05 آذر 1391ساعت 21:42 توسط tinna75| ارسال نظر(0) |

Design By : nightSelect.com

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران