زخمهاتو پنهان کن ، اینجا مردم زیادی بانمک شدن !
من همون دیوونه ام که هیچوقت عوض نمیشه... همونی که همه باهاش خوشحالن اما کسی باهاش نمی مونه... همونی که اونقدر یه آهنگ رو گوش میده که از ترانه گرفته تا ریتم و خوانندش متنفر بشه.... همونی که هق هق همه رو به جون دل گوش میده اما خودش بغضاش رو زیر بالش میترکونه..... همونی که مواظبه کسی ناراحت نشه اما همه ناراحتش میكنن... همونی که تکیه گاه خوبیه اما واسش تكیه گاهی نیست... همونی که کلی حرف داره اما همیشه ساکته... من دیوانه نیستم فقط کمی تنهایم همین ! چرا نگاه می کنی ؟ تنها ندیده ای ؟ به من نخند من هم روزگاری عزیز دل کسی بودم . وقتی که باید پیشَم میبودی ! نَبودی ... هنوز برایت مینویسم . . . درست شبیه کودکی نابینا . . . که هر روز برای ماهی قرمزِ مُرده اش غذا میریزد . . . باران کـه میبـارد...... دلـم بـرایت تنـگ تـر می شـود..... راه می افـتم ... بـدون ِ چـتـر ... من بـغض می کنـم .... آسمـان گـریـه .. صبر کن سهراب! آری… تو راست می گویی آسمان مال من است پنجره،فکر،هوا،عشق،زمین،مالِ من است! اما سهراب تو قضاوت کن، بر دل سنگ زمین جای من است؟! من نمی دانم که چرا این مردم، دانه های دلشان پیدا نیست… صبر کن سهراب! قایقت جا دارد؟ من هم از همهمه ی داغ زمین بیزارم تو کجایی سهراب؟ آب را گل کردند چشم ها را بستند و چه با دل کردند… وای سهراب کجایی آخر؟ زخم ها بر دل عاشق کردند خون به چشمان شقایق کردند ! تو کجایی سهراب؟ که همین نزدیکی عشق را دار زدند ! ای سهراب کجایی که ببینی حالا دل خوش مثقالی ست… دل خوش سیری چند صبر کن سهراب… گفته بودی قایقی خواهی ساخت ! قایقت جا دارد؟ من هم از همهمه ی اهل زمین دلگیرم… یکرنگ که باشی، زود چشمشان را میزنی، خسته میشوند از رنگ تکراریت، این روزها دوره ی رنگین کمان هاست
همونی که همه فکر میکنن سخته، سنگه اما با هر تلنگری میشکنه...
حالا اومدی میگی چی !
الان که دیگه من به تنهایی عادت کردم ...
دیر کَردی عزیزم !
دیر کردی...



| Design By : nightSelect.com |

