زخمهاتو پنهان کن ، اینجا مردم زیادی بانمک شدن !
میشــه یکـی بگــه دوستـت دارم یعنـــی چــــی !!؟ شـــاید مـــن واقعـــــاً بــــد بـــرداشــت کـــــردم ... صـدای ســازم در نیــمه های شبـــ , ســـمفونـــی مرگــ خــودم را تــداعــی می کــــند ...! چه کـــلاســیک , مــنـــ ... , تیـــک تــاک ســاعتـــ ... , مــن مــی مـیرمـــ ... ! بــی تــو امــا با یــاد تو .. آدم است دیگــــر احمـــق است گاهی دلـــش تنـــگ می شـــود حتــی برای اینکــه نیمـــه شــب یواشکـــی شمـــاره ات را بگیـــرد صدایـــت را بشنـــود مشتـــرک مــورد نظــر شمـــا در حال مکالمـــه بـــا مشتــــرک مـــورد نظـــر خودش اســـت.... امسال ، هنوز دلخوشی ذهن خسته ام این است که در خیالم بی خیال من نشوی . آنقدر محال شده ای, که دیگر تو را... آرزو هم نمیکنم...! عاشــقٍ آن لحــــــظه ام، که کنارت هستــــــــم، و کودک درونـــــــم از اشتیاق با تـــو بودن، می خــــواهد زمین و زمان را بهـــم بریزد.... برای خودت زندگــــی کن کسی که تورا دوست داشته باشد با تو میماند ، برای داشتنت می جنگد... امـا اگــــر دوســــــت نداشته باشد ... به هر بهانه ای میرود... عشق؛چه زیبا بود اگر با تو بود. زندگی زیباست من حس میكنم وقتی این شعر را می خوانی چه زیباست به خاطرتو زیستن و برای تو ماندن و به پای تو سوختن و چه تلخ و غم انگیز است دور از تو بودن ، برای تو گریستن و به عشق و دنیای تو نرسیدن . ای کاش می دانستی بدون تو و به دور از دستهای مهربانت زندگی چه ناشکیباست 1- روز تولد ديگران را به خاطر داشته باش. 2- حداقل سالي يکبار طلوع آفتاب را تماشا کن. 3- براي فردايت برنامه ريزي کن. 4- از عبارت«متشکرم»زياد استفاده کن. 5- بدان در چه وقت بايد سکوت کني. 6- زير دوش آب براي خودت آواز بخوان. 7- احمقانه رفتار مکن. 8- براي هر مناسبت کوچکي جشن بگير. 9- اجناسي که بچه ها مي فروشند را بخر. 10- هميشه در حال آموختن باش. _:برو ادامه مطلب می دانی؟ یک وقتایی باید روی یک تکه کاغذ بنویسی تعطیل است و بچسبانی پشت شیشه ی افکارت باید به خودت استراحت بدهی دراز بکشی دست هایت را زیر سرت بگذاری به اسمان خیره شوی و بیخیال سوت بزنی در دلت بخندی به تمام افکاری که پشت شیشه ی ذهنت صف کشیده اند انوقت با خودت بگویی بگذار منتظر بمانند.
مانند پارسال ،
فقــــط دلتنگـــــی می پوشم ،
مــد امســـــــــــال من ،
همان مد پارسالیست ،
بی تـــــو دلــتنگی به مـــن می آید ،
بی تو به من فقـــط ،
دلتنگی می آید...
چــه زیبــاست وقتـی میفهمـی کسـی زیــر ایـن گنــبد کبــود
انتظــارت را میـکشـــــد چــه شیرین اســـــت
طعــم پیامکی کــه میگـــوید :
«كـــــــــــــجايي نگــــــــــــــــــــــــرانت شــــــــــــــــــــــــدم؟!!»
عشق ؛چه زیبا بود اگر فقط یکبار، فقط یکبار در چشمانت نشانی از آن می دیدم.
عشق ؛چه زیبا بود اگر تنها قلبت برای من میتپید.
عشق ؛چه زیبا بود اگر دستانت گرمی میداد به دستانم.
عشق ؛چه زیبا بود اگر طنین صدای زیبایت در گوشم یک بار دیگر می پیچید.
عشق ؛چه زیبا بود اگر مثل قدیم یک بار به لبانت دوستت دارم را می آوردی.
عشق ؛چه زیبا بود اگر من را لایق دیدن چشمانت میدانستی.
عشق ؛چه زیبا بود اگر فقط من بودم و تو بودی و دیگر خدا
خنده ها را می توان تقسیم كرد
میتوان تصویری از لبخند را
بر لب بغضی كهن ترسیم كرد
می توان گلواژه را تفسیر كرد
می توان با نسترن ها شاد بود
می توان با شقایق گریه كرد
می توان با مریم و نرگس نشست و قصه گفت
می توان پروانه بود و همچو شمعی آب شد
میتوان دید و شنید و اندکی هم گریه کرد
میتوان ماند و ندیدو میتوان نابود شد
یادت بیاید
کسی دور از تو ...
دارد با خودش کلنجار می رود
تا خواب را از تو نپراند ...
...دنیای من از تو محروم است
دنیایی که گاه و بی گاهش را
گرفته است از تو
دنیای مترسک زده ام کاه گرفته است
و تو سوزن شده ای
میان چشم های ضعیفم
که باید برای نخ دادن به تو
به چشم های دیگری اعتماد کنم
دلم می خواهد پیراهن سفیدم را بپوشم
که به خنده های تو بیایم
و صورتم آنقدر در گیر تو باشد
که جای راه
از بیراهه سر دربیاورم
دلم می خواهد
جا در جا در تخته ی تو
شش و بش بیاورم
تو در خانه خالی من بنشینی
و من در جفت خال چشم های تو
از تاس ها و التماس ها بیفتم
دلم را ...
ولش کن
بیا در همین خانه
در همین خانه
که آنقدر صمیمانه است
که مشروبش را روی زمین سرو می کنند
بی حرف و بی ورق
بی تخته و بی تختخواب بیا
می خواهم تو
با پریای شاملو برقصی و من
با فروغ از تو بگویم
آنقدر که در شعر
از من ، جز تو نماند ...
از آسمان چه پنهان
که صورت تو
مستعد ِ تمام ابرهاییست که از بلوغ ِ باران
به صورت ِ من پناه آورده اند
تا گریه ام بی دلیل نباشد
اصلا باز هم ولش کن ...
بگذار دنیای من همین چند خط بیشتر نباشد :
سیگار های شبانه ...
حرف های اتفاقی ...
چتری که جز برای دو نفر باز نمی شود ...
آنقدر بارانی ات به تنت می آید که باور کن
باران برای تو با سر می آید ...
بیا قدم بزنیم ...
سیگار از من
باران از تو ...

ادامه مطلب
ادامه مطلب
| Design By : nightSelect.com |

