دلــتــنــگــی

زخمهاتو پنهان کن ، اینجا مردم زیادی بانمک شدن !

ازدواج

پسره تو کلیسا نشسته بوده،یهو میبینه یه دختر خیلی خوشگل میاد تو.

میدوه میره پشت یه مجسمه قایم میشه.

دختره میاد میشنه پشت محراب و میگه:ای خدا!تو به من همه چی دادی،پول دادی،

قیافه دادی،خانواده خوب دادی....فقط ازت یه چیز دیگه میخوام... اونم یه شوهر خوبه...

یا حضرت مسیح!خودت کمکم کن!پسره از پشت مجسمه میاد بیرون میگه:

عیسی هل نده!هل نده زشته،خودم میرم!

 

 


[ جمعه 12 آبان 1391 ] [ 11:07 ] [ tinna75 ] [ ارسال نظر(0) ]

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
$captcha_html
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید