دلــتــنــگــی

زخمهاتو پنهان کن ، اینجا مردم زیادی بانمک شدن !

تو نگرانم نشو !

تو نگرانم نشو !


همه چیز را یاد گرفتم !

راه رفتن در این دنیا را هم بدون تو یاد گرفتم !

یاد گرفتم که چجوری بی صدا بگریم !

یاد گرفتم که هق هق گریه هایم را با بالشم ..بی صدا کنم

همه چیز را یاد گرفتم !

یاد گرفتم چجوری با تو باشم بی انکه تو باشی !

یاد گرفتم ....نفس بکشم بدون تو......و بی یاد تو !

یاد گرفتم که چگونه نبودنت را با رویای با تو بودن...

و جای خالی ات را با خاطرات با تو بودن پر کنم !

همه چیز را یاد گرفتم !

یاد گرفتم که بی تو بخندم.....

یاد گرفتم بی تو گریه کنم...و بدون شونه هات....!

یاد گرفتم ...که دیگه عاشق نشم !

یاد گرفتم که دیگر دل به کسی نبندم....

و مهمتر از همه یاد گرفتم که با یادت زنده باشم و زندگی کنم !

اما هنوز یک چیز هست ...که یاد نگرفتم ...

که چگونه.....! برای همیشه خاطراتت را از صفحه دلم پاک کنم ...

و نمی خواهم که هیچ وقت یاد بگیرم ....

" فراموش کردنت را هیچ وقت یاد نخواهم گرفت...


[ سه‌شنبه 15 اسفند 1391 ] [ 14:27 ] [ tinna75 ] [ ارسال نظر(0) ]
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران