دلــتــنــگــی

زخمهاتو پنهان کن ، اینجا مردم زیادی بانمک شدن !

دلتنگت شده ام...

دیگر به خلوت لحظه هایم عاشقانه قدم نمی گذاری...!!

دیگر آمدنت در خیالم انقدر گنگ است که دیگر نمی بینمت....

سنگینی نگاهت را مدت هاست که حس نکرده ام!

من مبهوت مانده ام که چگونه این همه زمان راصبورانه گذارنده ام!

من نگاه ملتمسم را در این واژه ها پر کرده ام که شاید.......

دیگر زبانم از گفتن جملات هراسیده است.....!!

می خواهمت هنوز

گاه چنان آشفته و گنگ می شوم که تردید در باور هایم ریشه می دواند.

اما باز هم در آخرین لحظه تکرار میکنم که..

حتی اگر چشمانت بیگانه را بنگرد

حتی اگر دستانت مرا جستجونکند

می خواهمت هنوز....

به گمانم در ورای این کلمات می خواستم بگویم که....

دلتنگت شده ام به همین سادگی!!!!!!


[ یکشنبه 01 بهمن 1391 ] [ 17:58 ] [ tinna75 ] [ ارسال نظر(0) ]

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

حساب کاربری ندارید؟