دلــتــنــگــی

زخمهاتو پنهان کن ، اینجا مردم زیادی بانمک شدن !

دوستت دارم

مي خواهم بنويسم 

اما چه چیز را ، نمی دانم !

شاید از تنهایی هایم...
از غربت

از بی قراری و بی وفایی ها....

نوشتن آسودگی روح من است
می خواهم

آنچه را که در درونم است

صادقانه بیان کنم

!

نمی دانم چرا 

واژه ها فراموشم می شود

شاید دلم می داند 

که هر کس نمی تواند

رازدارش باشد

!

می دانم

این کلبه کوچک

همچون سنگ صبور

سنگینی حرفهایم را تحمل میکند

و درد دلم را تسکین می بخشد

...

من تو را می جستم 

و نمی دانستم که تو

در خاطر یک بیت قشنگ

مطلع شعر منی !

به چه چیز مانند کنم نام تو را

به بهار یا آب زلال دریا

ساده تر بگویم

تو تمامیت احساس منی

دوستت دارم


[ دوشنبه 02 بهمن 1391 ] [ 11:07 ] [ tinna75 ] [ ارسال نظر(0) ]

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

حساب کاربری ندارید؟