سیر مرد سالاری از عهد بوق الی الابد!
- مجموعه: مطالب طنز و خنده دار
حوالی سال 1230 ه.ش:
مرد: دختره ی خیر ندیده! من تا نكشمت راحت نمیشم! اصلا" اگه نكشمت خودم كشته میشم!
زن: آقا، حالا یه غلطی كرد! شما بگذر. نامحرم كه تو خونه مون نبوده. حالا این بنده خدا یه بار بلند خندیده!
مرد: بلند خندیده؟! این اگه الان جلوشو نگیرم لابد پس فردا میخواد بره بقالی ماست بخره! همش تقصیر توئه كه درست تربیتش نكردی. نخیر نمیشه. باید بكشمش!
(بالاخره با صحبتهای زن، مرد خونه از خر شیطون پیاده میشه و دختر گناهكارشو میبخشه!)
زن: آقا خدا سایه ی شما رو هیچوقت از سر ما كم نكنه.
زود برید ادامه مطلب دوستان
[ جمعه 28 مهر 1391 ] [ 11:25 ] [ tinna75 ]
[
ارسال نظر(0)
]





